قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

701

تاريخ الفي ( فارسى )

صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ] « 1 » خلاصهء اين آيه آنكه هركس كه بعد از ارتكاب بر كباير معاصى ، مثل قتل مسلّم و غير آن ، جهاد با اعداء دين اختيار كند و بر مشاقّ و محن آن جهاد صبر نمايد هرآينه پروردگار تو يا رسول اللّه در حقّ او رحمت و آمرزش ارزانى دارد . چون طواف اين مژده از مفتى خود شنيد اصحاب خود را طلبيده از ايشان بيعت محاربهء ابن زياد خواست . پس هفتاد كس از بنى عبد القيس با طواف بيعت كردند . امّا بعد از انعقاد بيعت يكى از آن هفتاد كس ابن زياد را از اين معنى خبردار كرد . چون اين مضمون به طواف رسيد همان شب طواف با اصحاب خود رفته آن مرد را كه قصّهء بيعت ايشان به ابن زياد رسانيده بود كشته از بصره بيرون رفته به موضعى كه آن را جلحاء گويند جمع شدند . ابن زياد طايفه‌اى از نجار « 2 » را و جماعتى ديگر از اجلاف بصره به جنگ ايشان فرستاد . چون هردو فريقين به هم رسيدند ميانهء ايشان جنگ عظيم واقع شد . طواف مردم ابن زياد را زيروزبر كرده به شهر بصره درآورد و خود نيز با اصحابش متعاقب ايشان به شهر درآمدند . اتّفاقا اين روز عيد فطر بود . اكثر مردم جهت نماز بيرون آمده بودند . چون اين معنى بر اهل بصره ظاهر شد كه طواف تعاقب مردم ابن زياد كرده به شهر درآمد ، مردم از اطراف و جوانب هجوم كرده همهء ايشان را به قتل رسانيدند مگر شخصى زحاف نام . شش نفر ديگر از ايشان گريخته بيرون شدند ، امّا بنى نجار ايشان را نيز تعاقب نموده به قتل رسانيدند . و در اين سال عبيد اللّه بن زياد در باب قتل خوارج بسيار مبالغه و [ 95 الف ] سعى مىنمود . منشاء مبالغهء عبيد اللّه در باب قتل اين طايفه چنانچه در كامل التواريخ « 3 » مذكور است كه روزى ابن زياد در ميدان چوگان مىتاخت و مردم بسيار گرد او جمع شده بودند . اتّفاقا عروة بن اديّه « 4 » - كه از جملهء رؤساى خوارج بود - نيز در آن مجمع حاضر بود . او پيش آمده شروع در نصيحت ابن زياد كرد . در اثناء آن ، سخنان راست كه ظاهرا درشت مىنمود گفت و نكوهش و تقطيعات و زيب و زينت كه رسم و عادت ملوك است مىكرد . ابن زياد را از دليرى او گمان آن شد كه البتّه با او جمعى متفق‌اند كه اين‌چنين دليرانه حرف مىزند . بنابراين هيچ نگفت و ترك چوگان كرده سوار شده به دار الاماره رفت . مردم به عروه گفتند : تو را البته خواهد كشت . عروه از ترس پنهان شد . ابن زياد به طلب او

--> ( 1 ) . نحل ، 110 . ( 2 ) . ابن اثير گويد : ابن زياد شرطهء بخارايى را به تعقيب آنان فرستاد ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 70 . گويا ابن زياد دو هزار نفر از بخاراييها را به اسيرى گرفته و به بصره آورده بود و براى آنان محلهء مخصوصى را تعيين كرد كه به محلّهء بخاراييها معروف بود ، و براى آنها مستمرّى تعيين كرده بود . ( 3 ) . الكامل ، ج 5 ، ص 71 . ( 4 ) . اديّه نام مادر عروه بود ، نام پدر وى جدير بوده است ، كه در جمهرة أنساب العرب ( ص 212 ) به صورت جرير ثبت شده .